مركز تحقيقات حج

56

ادعيه و زيارات عتبات عاليات (فارسى)

ناكِلًا ، وَلا اظْهَرْتَ الرِّضا بِخِلافِ ما يُرْضِى اللَّهَ مُداهِناً ، از جهت سستى و چنان نبود كه بر خلاف خواست خدا براى سازش با دشمن اظهار رضايت كنى وَلا وَهَنْتَ لِما اصابَكَ فى سَبيلِ اللَّهِ ، وَلا ضَعُفْتَ وَلَا و نه اينكه سستى كنى در برابر آنچه در راه خدا به تو رسيد ، و نه اينكه ناتوان باشى و نه اينكه اسْتَكَنْتَ عَنْ طَلَبِ حَقِّكَ مُراقِباً ، مَعاذَ اللَّهِ انْ تَكُونَ درمانده شده باشى از مطالبهء حق خود بخاطر ترس از غاصبين حقت ، پناه به خدا كه چنان بوده باشى كَذلِكَ ، بَلْ اذْ ظُلِمْتَ احْتَسَبْتَ رَبَّكَ ، وَفَوَّضْتَ الَيْهِ بلكه چون به تو ستم كردند تو صبر بر آن را به حساب پروردگارت گذاردى ، و كارت را به او واگذار امْرَكَ وَذَكَّرْتَهُمْ فَمَا ادَّكَروُا ، وَوَعَظْتَهُمْ فَمَا اتَّعَظُوا ، كردى ، و ستمكارانت را پند دادى ولى پند نگرفتند و موعظه‌شان كردى ولى سودشان نداد وَخَوَّفْتَهُمُ اللَّهَ فَما تَخَوَّفُوا ، وَاشْهَدُ انَّكَ يا اميرَ الْمُؤْمِنينَ و از خدا آنها را ترساندى و نترسيدند ، و گواهى دهم كه تو اى امير مؤمنان جاهَدْتَ فِىاللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ ، حَتّى دَعاكَ اللَّهُ الى جِوارِهِ ، جهاد كردى در راه خدا آنطور كه بايد تا اينكه خداوند تو را به جوار خويش فراخواند وَقَبَضَكَ الَيْهِ بِاخْتِيارِهِ ، وَالْزَمَ اعْداءَك الْحُجَّةَ بِقَتْلِهِمْ و به اختيار خود جان شريفت را قبض فرمود و ثابت كرد حجت را بر دشمنانت بواسطه اينكه تو را ايَّاكَ ، لِتَكُونَ الْحُجَّةُ لَكَ عَلَيْهِمْ ، مَعَ ما لَكَ مِنَ الْحُجَجِ كشتند تا حجت تو بر آنها تمام باشد با تمام حجتهاى الْبالِغَةِ عَلى جَميعِ خَلْقِهِ ، السَّلامُ عَلَيْكَ يا اميرَ رساى ديگرى كه بر تمام خلق خدا داشتى ، سلام بر تو اى امير